۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۱, یکشنبه


این همه که هرروز می گی «مامان جون دوستت دارم...مامان جون عاشقتم...مامان جون خیلی دوستت دارم» کی دیگه به من گفته؟
هیچ کس
فقط تو اینجوری واقعی دوستم داری!

۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

نژادپرستی



 
- اه اه!مامان اینا کثیفن
-نه عزیزم!اونا سیاهپوستن.رنگ تنشون با ما فرق داره.مث اون عروسک سیاهپوستت!
- آهااان...فهمیدم!

به هرحال بچه آموزش پذیره!
اما اون روزی که باید بهش بگم نژاد خودش هم از نظر عده ای چندان دلپذیر نیست خیلی نزدیکه!
چه حقیقت های تلخ و بی ارزشی رو باید بفهمه و یاد بگیره!

۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

آموزشهای رسانه

- بچه عکس ابوعلی سینا رو روی جلد کتاب اخلاق پزشکی و شبیه سازی انسانی دیده و به من میگه آقا داره نماز میخونه!
 
 *
 *
 *
 *
- بهش یاد دادم شبا دعا کنه.بهش می گم دعا کن خوشبخت شی.می گه خدایا مامانم خوشبخت شه.بابام خوشبخت شه.مریضا هم خوب بشن و خنده کنن!

۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه


جمعه برایت وسایل کاردستی خریدیم.
با هم کاردستی درست میکنیم...یادت میدهم کاغذها را قیچی کنی...
مداد نقاشی...به مداد رنگی می گویی مداد نقاشی...
امروز به روشناییهای خیابان گفتی چراغ شب !و بعد خواندی چراغ شب روشنه.
دیروز به من گفتی«مامان جون،بابا خیلی دوستت داره،شیش تا»
شعرهای بیسروته میخوانی...اما چه خوب که «مامان»قافیه و ردیف همه ی شعرهایت است.