۱۳۹۰ آبان ۳, سه‌شنبه

غم دوری

خاله جون
من صبح‌ها که از خواب پا می‌شم اول یاد تو می‌افتم....بعد گریه‌م می‌گیره که تو اینقد ازم دوری که اگه اراده کنم نمی‌تونم بیام پیشت. بعد دلم هوای صداتو می‌کنه که شعر می‌خونی. بعد ...
خاله‌ جونم
می‌ترسم منو دوست نداشته باشی. واسه همین اینا رو این‌جا نوشتم که بدونی خاله هر روز صبح به یاد تو از خواب پا می‌شه و این دوری خیلی براش زور داره...

قربونت برم
خاله نعیمه

0 نظرات: